خرید بک لینک

کمی عذرخواهی

دیشب یکمی با پارسا«خواهرزاده‌م» بداخلاقی کردم،البته حق با آقای دایی بود،ولی خب پارسا هم بچه‌س‌. باید روز آینده کلی چیز‌میز بخرم ببرم براش از دل‌ش در بیارم.اصولا دایی باید نزدیک‌ترین فرد به خواهرزاده باشه؛یکمی فاصله‌ هم معنا نداره. ایضا چندبار هم باید ببوسمش و بزارم با گوشیم بازی کنه؛البته گالری ممنوع

برچسب: نویسنده: ایلیا مقدم تاريخ: دوشنبه 9 شهريور 1405 ساعت: 19:55

•می‌خواستم همان روزهای اولِ محرم‌الحسین،چند خطی را،هرچقدر کم ارزش تقدیم مقامِ هنوز مظلوم حسین کنم،اما گذاشتم تا در این روزها،گوش‌تان به تمام روضه خوانی ها و مداحی ها آشنا شود و بعد بنویسم. امسال،می‌خواهم بیشتر از اینکه در مورد خود مولای‌مان حسین بنویسم،در مورد قاتلین‌ش مطالبی بگویم.چند شب پیش از محرم،مناجاتی را خواندم که آخرش نوشته بود مناجات شمر ذالجوشن با خدای‌ش است؛بی پرده بگویم،اگر به ما نگویند این کلمات از زبانِ فردِ فاسقی همچون شمر بیرون آمده است،همه‌ی‌مان با این مناجات گریه خواهیم کرد.شم

برچسب: نویسنده: ایلیا مقدم تاريخ: دوشنبه 9 شهريور 1405 ساعت: 19:55

همین موقع،۴۰۱

سال ها زود می‌گذرند،خیلی زودتر از آنکه بتوانید به آن برسید.خیلی زودتر از اینکه احساساتتان را سامان دهید و بفهمید چه شده است.یکسال از آن روزهای عجیب من گذشت.و من هنوز مبهوت‌م.نه میتوانم اسم خوب را به خودم بگذارم،نه اسم بد را.مات‌م،کیش‌ام.زمانه شطرنجش قوی تر از من است. فقط میتوانم شکر بگویم راه هایی را که خدا جلوی پایم گذاشت تا بتوانم از آن روزها بگذرم.همین.

برچسب: نویسنده: ایلیا مقدم تاريخ: دوشنبه 9 شهريور 1405 ساعت: 19:55

صفحه بندی